عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

237

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

بعدل و احسان كار كنند و از زشتيها و بيدادگريها و ستمكارى نهى فرموده است ( خوشا به حال بندهء كه اين دستور الهى را اجرا نمايد و در محشر آسوده باشد ) . 188 إنّ اللّه سبحانه فرض فى أموال الأغنياء أقوات الفقراء فما جاع فقير إلّا بما منع غنىّ و اللّه سائلهم عن ذلك : براستى كه خداوند سبحان روزى فقرا را در اموال اغنياء واجب كرده و قرار داده است پس هيچ فقيرى گرسنه نماند جز آنكه غنيّى حق خدا را از آن فقير باز گيرد و خدا اين قسمت را از اغنياء بازخواست خواهد فرمود 189 إنّ المرء يشرف على أمله فيقطعه حضور أجله فسبحان اللّه لا أمل يدرك و لا مؤمّل يترك : براستى كه بشر بر آرزوى خويش مشرف مى گردد و دست پيدا مىكند لكن اجلش مى رسد و دستش را كوتاه مى سازد پس بزرگ خداوند ( ى كه چنين مقدّر فرموده است ) كه نه كسى باميد و آرزويش دست پيدا مىكند و نه اميدوارى به خود واگذارد 190 و سمع عليه السّلام رجلا يقول إِنّا للِهِّ وَ إِنّا إلِيَهِْ راجِعُونَ فقال إنّ قولنا إنّا للهّ إقرار على أنفسنا بالملك و قولنا إليه راجعون إقرار على أنفسنا بالهلك : آن حضرت عليه السّلام شنيد كه مردى مى گفت ما براى خدا و بازگشتمان بسوى او است حضرت فرمودند اين سخن ما إنّا للهّ اقرارى است بر نفوس خودمان به اين كه ما مملوك خدائيم و سخن ديگرمان كه مى گوئيم إليه راجعون اقرارى است بر نفوس خودمان به هلاكت ( و البته انسان تابع ارادهء پروردگار است تا هر وقت بدارد و هر وقت بكشد ) 191 إنّ المرء إذا هلك قال النّاس ما ترك و قالت الملائكة ما قدّم اللّه ابائكم فقدّموا بعضا يكن لكم ذخرا و لا تخلّفوا كلّا فيكون عليكم كلّا : بدرستى كه انسان وقتى كه مى ميرد مردم مى گويند چه گذاشت و فرشتگان گويند چه برد و پيش فرستاد خدا پدرانتان را رحمت كند پارهء از اموالتان را پيش فرستيد تا براى شما ذخيره باشد و همه را براى وارث نگذاريد كه اگر بگذاريد بار سنگينى برايتان خواهد شد ( و بدوشتان خواهد ماند ) 192 إنّ الحازم من شغل نفسه بجهاد نفسه فأصلحها و حبسها عن أهويتها و لذّاتها فملكها و انّ للعاقل بنفسه عن الدّنيا و ما فيها و أهلها شغلا : براستى كه دورانديش